آرزو
چه میشد اگر روزی من استاد دانشگاه شوم؟ چه میشد اگر نام من در قرعه کشی درمیآمد؟ چه میشد فلان شود تا خوشحال تر باشم؟ و...
وقتی نیهیلیسم میآید بهتر است با این آرزوی های گوگولی وداع شود زیرا در پوچی دیگر آرزویی نیست.
استاد دانشگاه شوم که چه؟ قرعه کشی را برنده شوم که پول دستم آید که چه؟ فلان شود که بهمان شود که این شود که آن شود که .... که چه؟ً!
این پسوند [که چه] سرآغاز انفعال است. انفعال افراد، انفعال جوامع، انفعال ملت ها. البته قبل تر بحث کردم که در نیهیلیسم انفعال و فعل به یک اندازه و به یک ارزش هستند و هردو پوچاند.
اما فعل «انرژی» میخواهد. کاری هم که انرژی بخواهد باید «بیارزد» یا همان «ارزش» داشته باشد. و کاری که پوچ است ارزشش را ندارد.
پس نیهیلیسم میکشد. اول روح را و بعد شاید جسم را.
جالب است که ما مرگ روح را آنقدر شیون نمیکنیم که مرگ جسم را...