روستا به خاطر بعد مسافت به تبعید‌گاه معروف بود، حال از حال چه گویم که دلم در تبعید آنجاست و اینجا تنم زندانی.

زندگی لبخند هایشان بود و مرگ کابوس های شیرینی است که می‌بینم.
هر صبح الف بر الم و تا شب امتدادش بر سرم.
حق ندارم خاطرهٔ خوب داشته باشم.
حق من نیست.