به نظر میرسد هر حقیقتی که میسازیم به اندازه ی خود سیاهچالهای را آنطرف تر تولید میکند. آن سیاهچاله را عادت کردهایم بد یا شر بگوییم و از آن اجتناب کنیم. ولی این سیاهچاله ها لزوما بد نیستند. اعداد منفی بد هستند؟ نه بنا به یک دلیل تولید شدهاند که اعداد مثبت قرینهشان راپوچ کنند و بالعکس. شاید این پوچی یا صفز شر باشد. این هم چیزی است که به راحتی نمیتوان گفت. اعداد طبیعی را از صفر درست کردهایم.
آنچه بدان معتقد هستم، این است که حقیقت هرچه بزرگتر باشد، سیاهچاله ای که درست میکند بزرگتر است. اما به عقب تر برگردیم. سوالمان بنیادی تر است.
چه باعث میشود که هرگاه حقیقتی تولید میشود لزوما سیاهالهای داشته باشد؟ چرا حقیقتی نیست که سیاهچالهای نداشته باشد.
چرا بین درست و غلط و طیف هایی از آنها احاطه شدهایم و راه فراری نیست؟
نمیدانم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی ۱۴۰۱ ساعت 12:32 توسط هو
|