CBeQMrl.md.jpg" />چون باد وزید ابر کنار آمد و مهتاب عیان شد

چاک سیه تکهٔ ابری [ روشن شد و خاموش ]

مهتاب برون آمد و ابر آمد و مهتاب نهان شد

چاک سیه کهنهٔ زخمی [ ذا جان شد و ذی هوش ]

ای ابر مرنجان تن عریان مه خستهٔ ما را

کز این همه پیدا و نهانی [ بی‌جان شد و بی‌روح ]

ای باد به آزار تن ابر مرنجان مه ما را

کز ناقصه آغوشی و مستی [ مجنون شد و مجروح ]