ماه
" />چون باد وزید ابر کنار آمد و مهتاب عیان شد
چاک سیه تکهٔ ابری [ روشن شد و خاموش ]
مهتاب برون آمد و ابر آمد و مهتاب نهان شد
چاک سیه کهنهٔ زخمی [ ذا جان شد و ذی هوش ]
ای ابر مرنجان تن عریان مه خستهٔ ما را
کز این همه پیدا و نهانی [ بیجان شد و بیروح ]
ای باد به آزار تن ابر مرنجان مه ما را
کز ناقصه آغوشی و مستی [ مجنون شد و مجروح ]
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 22:53 توسط هو
|